close
تبلیغات در اینترنت
#قطعه‌ای_کتاب

تبلیغات

استخدام

درباره سایت

دراین سایت با مجموعه عظیمی ازدانستنی ها درخدمت شما هستیم ،با ما هرروزیک مطلب جدیدیادبگیرید.
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
آرشیو
مطالب پربازدید
مطالب تصادفی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
تبلیغات

استخدام

آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 86
کل نظرات : 2
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 71
باردید دیروز : 3
ای پی امروز : 3
ای پی دیروز : 1
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 87
بازدید ماه : 225
بازدید سال : 1,805
بازدید کلی : 1,805
لینک دوستان
جستجو

کدهای اختصاصی
تبلیغات

استخدام

تبلیغات

#قطعه‌ای_کتاب  ☕️📚
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک حکیم سالخورده‌ی چینی از دشتی پر از برف رد می‌شد که به زنی برخورد که گریه می‌کرد.

حکیم پرسید:
– شما چرا گریه می‌کنید؟

– چون به زندگی‌ام فکر می‌کنم، به جوانی‌ام، به آن چهره‌ی زیبایی که در آینه می‌دیدم و مردی که دوستش داشتم این از رحمت خدا به دور است که به من توانایی به خاطر آوردن گذشته را داده است
او می‌دانست که من بهار زندگی‌ام را به خاطر می‌آورم و گریه می‌کنم.

حکیم در آن دشت پر برف ایستاد و به نقطه‌ای خیره شد و به فکر فرو رفت
عاقبت، گریه‌ی زن بند آمد.

او پرسید:
– شما در آن‌جا چه می‌بینید؟

حکیم پاسخ داد:
– دشتی پر از گل سرخ، خداوند وقتی به من توانایی به یاد آوردن را داد، نسبت به من لطف داشت، می‌دانست که من در زمستان همیشه می‌توانم بهار را به خاطر بیاورم و لبخند بزنم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#مكتوب
#پائولو_کوئلیو

درباره : سرگرمی , داستان آموزنده ,

نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
برچسب ها : #قطعه‌ای_کتاب ,
بازدید : 5
تاریخ : یکشنبه 16 ارديبهشت 1397 زمان : 2:45 | نویسنده : داوودقادرزاده | نظرات ()
مطالب مرتبط
آخرین مطالب ارسالی
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی